تبلیغات
خـــــطـــــ مـــــمـــــتـــــد - حوزه، هنر و نهضت تمدن سازی
چهارشنبه 1389/08/12  00:35

ویرایش قبلی این مطلب، قبلا در شماره سوم نشریه خط و سایت جهان نیوز با نام مستعار منتشر شده است. آنچه می خوانید، ویرایش نهایی آن است.

هنر و کارکردهای فرهنگی و اجتماعی آن و همچنین جای خالی حوزه علمیه در این عرصه، همواره از دغدغه­های رهبر فرزانه و هنرپرور انقلاب بوده و در فهرست مطالبات جدی ایشان از حوزه و روحانیت قرار دارد. این مطالبه را می­توان از دیدار سال 68 ایشان با اعضای مجمع نمایندگان طلاب و فضلای حوزه تا سفر اخیر ایشان به قم، پیگیری کرد. در آن دیدار، که در آذرماه سال 68 برگزار شد و از اولین دیدارهای ایشان با حوزیان محسوب می­شود، فرمودند: «یك چیزى مى‏سازند و با یك زبان بى‏ربطِ چرندى، در رسانه‏هاى ما پخش مى‏كنند و هر چه آدم فكر مى‏كند، مى‏بیند هیچ چیز در آن پیدا نمى‏شود و هیچ معنایى ندارد. به مسئولان رادیو اعتراض مى‏كردم كه چرا این‏طورى است؟ در دلم به خودم جواب دادم كه اینها چه كار كنند و به چه كسى مراجعه كنند و از چه كسى بخواهند؟ تا من بگویم: چرا این‏گونه است؟ مى‏گوید: بنویسید تا من بخوانم. من چه جوابى باید به او بدهم؟ وضع تبلیغ ما این است و حوزه‏ى علمیه در این زمینه‏ها موظف مى‏باشد»

هنر، بهترین قالب برای انتقال و جاودانه کردن یک فکر است و آفرینش­های هنری، یکی از عرصه­های اصلی بروز و ظهور یک تمدن هستند. حوزه، در مسیر تمدن­سازی اسلامی، باید به هنر، توجه جدی معطوف دارد و از تمام ظرفیتهای این موهبت ویژه­ی الهی، در این مسیر استفاده کند. به نظر می­رسد برای تحقق این مهم، حوزه باید در سه ساحت، بصورت جدی وارد شود:

1.     تربیت فکری و معنوی هنرمندان

مدتهاست حوزه، تلاش می­کند طلاب را بصورت حرفه­ای وارد عرصه­ی آفرینش­های هنری کند. امروز، دانشکده و مرکز پژوهش های اسلامی صدا و سیما و مدرسه اسلامی هنر، دو مجموعه فعال در این زمینه هستند. این رویکرد، با وجود دستاوردهای قابل قبولی که داشته، ولی نمی­تواند به­عنوان راهبردی بلندمدت و همیشگی، مدّ نظر قرار گیرد. چرا که معمولاً محصولات این رویکرد، عیار هنری قابل قبولی ندارند؛ طلاب در هر هنری نمی­توانند وارد شوند و مهمتر اینکه معلوم نیست اساساً چنین ورودی به عرصه­ی هنر، با هویت طلبگی هم­خوانی داشته باشد.  

به نظر می­رسد حضور مؤثر طلاب در جامعه­ی هنری و رهبری فکری و معنوی این جامعه، راهبرد برتر در این زمینه است. حوزه باید بتواند نظام فکری و سبک زندگی خاص یک هنرمند مسلمان و انقلابی را طراحی و ترویج کند و با حضور در جامعه هنری، به تربیت فکری، اخلاقی و حتی عرفانی هنرمندان همت گمارد. حاصل این راهبرد، حضور و تأثیرگذاری حداکثری روحانیت در جامعه­ی هنری و متناسب با اقتضاءات هویتی طلبه خواهد بود. در چنین فضایی، امید است که هنرمندان، به سلوک روحی و هنری بپردازند و روز به روز، آثار فاخرتری را از گنجینۀ تجلیات حسن الهی به ارمغان آورند و در خدمت نهضت تمدن­سازی قرار گیرند. البته تربیت خود طلابی که بتوانند نبض حرکت این جامعه­ی پیچیده را در دست بگیرند و زبان مفاهمه با آنان را داشته و نزد آنان مقبولیت نیز داشته باشند، خود، بحث مفصلی می­طلبد.

امروز هنرمندان مسلمان، تسلط خوبی بر حوزۀ تخصصی خود دارند و می­توانند آثار ماندگاری خلق کنند اما عدم رسیدگی علمی و معنوی حوزه به هنر و هنرمندان، باعث شده حتی هنرمندان باانگیزه و انقلابی نیز پشتوانه­های معرفتی و معنوی لازم را برای خلق آثار ماندگار و مؤثر، نداشته باشند.

2.    تولید مباحث نظری هنر اسلامی

ساحت دوم را می­توان عرصه­ی ورود حوزه به مباحث نظری هنر و فلسفه هنر دانست. علومی چون فلسفه و عرفان نظری، که حوزه، مهد آنهاست، ظرفیت بالایی برای تولید مبانی و اصول هنر اسلامی دارند و به­خوبی می­توانند از عهده­ی تبیین دینی این مقوله برآیند. فقدان این مبانی تئوریک، آثار نامطلوب ملموسی بر جامعه­ی هنری گذاشته و تولید این مبانی، می­تواند پشتوانه نظری حضور حداکثری هنر در نهضت تمدن­سازی و جامعه­پردازی را تأمین نماید.

برای حوزه نیز، فرصت مغتنمی است که علوم نظری خود را تا صحنه­ی اثرگذاری اجتماعی امتداد داده و با تجربه­ای موفق، راه را برای ورود جدی فلسفه و عرفان اسلامی به دیگر ساحت­های اجتماعی نیز باز کند.

3.   تربیت هنری طلاب:

به نظر می­رسد فارغ از رویکردهای کلان، طلاب در مسیر رشد خود نیز به هنر احتیاج دارند. کسی که قدم به دنیای هنر می­گذارد، آمادگی بهتری برای دریافت ادراکات معنوی پیدا می­کند. همچنین لطافت­ها و ظرافت­های بنای مستحکم و با صلابت معارف دینی را بخوبی درک می­کند و می­تواند در فهم و البته تبلیغ دین، به دستاوردهای فاخری نائل آید. تجربه نشان داده طلابی که به عرصة هنر ورود داشته­اند، در میدان فهم و عرضة معارف، توفیقات خاصی بدست آورده­اند. لذا حوزه نمی­تواند از ظرفیتهای هنر برای تربیت طلاب غفلت کند و باید آن را از یک یا حداکثر دو مؤسسه­ی مهجور آموزش­های هنری، به متن مدارس و برنامه­های آموزشی بکشاند.


  • آخرین ویرایش:چهارشنبه 1389/08/12
نظرات()   
   
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.