تبلیغات
خـــــطـــــ مـــــمـــــتـــــد - گونه شناسی مواجهه روحانیت با انقلاب اسلامی

از عناد تا بیعت

گونه شناسی مواجهه روحانیت با انقلاب اسلامی

از زمانی که انقلاب اسلامی در حوزه متولد شد، واکنشها و موضع‏ گیریهای متنوعی را در پی داشت و مواجهات متنوعی را پدید آورد. با رصدی اجمالی و اندکی مسامحه، می‏توان گونه‏ های رفتاری روحانیت با انقلاب اسلامی را چنین برشمرد:

1.       معاند و معارض

معارضه و تقابل، وصف مجموعه جریانهایی است که از ابتدای شکل‏ گیری نهضت، در قم و نجف فعال شده و در مقاطع مختلف انقلاب، به بهانه ‏ها و شکلهای مختلف، بصورت مستقیم و غیرمستقیم، در روند انقلاب، خللها و مشکلاتی ایجاد کرده‏اند. از نظر این افراد، انقلاب اسلامی، بدعتی است که با هر نحو ممکن باید برچیده شود حتی با استمداد از دشمنان اسلام!  اینان ممکن است با بیگانگان، به مصالح مشترکی برسند و در مواردی با آنان مصالحه کنند ولی چنان با نظام اسلامی معارضه می‏کنند که گویا هیچ نقطه اشتراکی با آن ندارند.

در سایه امنیت و عزتی که نظام اسلامی برای شیعه به ارمغان آورده، زندگی می‏کنند و از ظرفیتهایی که انقلاب اسلامی برای مبارزه با طاغوت ایجاد کرده است در جهت دشمنی با همین انقلاب و حکومت استفاده می‏کنند؛ چنان که گویا وظیفه ‏ای مهمتر از تضعیف تنها حاکمیت شیعه در دنیا ندارند.

تحجر و قشری‏ گرایی و تاکید بی ‏منطق بر ظواهر و شعائر، ویژگی دیگر این جریان است و معمولا اولین واکنش ایشان با کسی که هم ‏نظرشان نباشد، از مجتهد و مومن و مسلم و کافر، رمی و لعن و تکفیر است.

حضرت امام خمینی، خون دلی که دست این جریان خورد، از هرکس دیگری، بیشتر بود. امام، در منشور روحانیت، این جریانها را با اوصاف بلیغی چون «افعی»، «مار خوش خط و خال»، «احمق» و «دشمن رسول اللَّه» توصیف کرده‏اند. (صحیفه امام، ج‏21، ص: 278)

2.       بی ‏تفاوت و بی‏ خبر

این افراد، انقلاب اسلامی را حاصل حرکت خودجوش یک مجتهد و شاگردانش می ‏دانند که اساساً ربطی به حوزه و رسالت‏های آن ندارد. لذا با بی‏ تفاوتی و بی ‏اعتنایی کامل نسبت به عصر انقلاب اسلامی و عالَم جدیدی که ساخته است، در دنیایی شبیه دوره سلجوقیان و غزنویان می ‏زیند و فعالیت ‏های طلبگی خود را سامان می‏ دهند. البته بخاطر اقتضائات عصر اطلاعات، فراوانی این دسته، در نسبت با موارد دیگر، کمتر است.

3.     بی ‏تعهد و منتقد

این گروه، همواره در موضعِ گرفتن دست پیش هستند و بدون اینکه کمترین احساس وظیفه ‏ای در قبال نارسایی ها و نیازهای حکومت اسلامی کنند، ذره ‏بین به دست، همواره مشغول مذمت نظام اسلامی هستند. و از آنجا که همواره با ذره ‏بین به مسائل نگریسته ‏اند، فاقد هرگونه قوه کلان‏ نگری و اولویت‏ سنجی هستند. لذا هرگز قادر به فهم این نکته نخواهند بود که مصلحت نفس وجود یک حکومت دینی ولو با اشکالات و نقصها، بسیار فراتر از حاکمیت طاغوت است.

قابل توجه آنکه ظاهراً تیغ تیز حق‏ طلبی و نهی از منکر این افراد فقط در سایه رأفت نظام اسلامی کار می‏کند؛ چرا که بنا بر اخبار موثق، از ایشان هیچگونه انتقادی نسبت به رژیم سفاک و فاسد ستمشاهی در تاریخ ثبت نگردیده است.

4.     مستقل مشترک المنافع

گروه دیگری از حوزویان، اگرچه عنادی با انقلاب و حکومت اسلامی ندارند، اما حساب خود را از حکومت جدا کرده ‏اند. از نظر این افراد، حوزه و نظام، دو جزیره مستقل‏ اند که در مواردی می‏ توانند با هم تعامل داشته باشند و خدماتی به یکدیگر ارائه کنند و هرکدام در راستای منافع و اهداف خود، از توانائی‏ های طرف مقابل، بهره‏مند گردد. لذا در مواجهه با نظام اسلامی، رویکردی کاملاً گزینشی دارند و بشدت از اینکه آخوند حکومتی لقب بگیرند و یا وزر و وبال نقص‏های حکومت دامن ایشان را بگیرد، فراری‏ اند.

ممشای این گروه، همان است که علما در طول تاریخ با سلاطین و حکام جور داشته ‏اند! و در واقع از نظر این افراد، قدرت و حاکمیت، تفصیل بردار نیست و حکم ارتباط با سلطان و ولی فقیه، یکسان است.

5.     همراه کم ‏اثر

این دسته، همدل و همراه با انقلاب اسلامی و اهداف آن هستند و در حدی که دغدغه ‏ها و مشغولیت ‏های عمومی و روزمره حوزوی اجازه دهد، خالصانه به یاری نظام اسلامی می‏ پردازند و چنین اقداماتی را مقدس و تکلیف شرعی می ‏دانند و خصوصاً در مواقع حساس، همواره در صحنه حضور به هم می‏ رسانند.

غلبه رویکرد غیر حکومتی در فضای علمی حوزه و فقدان الگوی عملیاتی برای کمک و همراهی حداکثری روحانیت با نظام اسلامی، توفیق همراهی بیشتر را از این طیف گرفته و با وجود زمینه ‏های مساعد فکری و عاطفی، اثر قابل ملاحظه‏ ای در رفع حوائج و مشکلات نظام اسلامی ندارند. فراوانی این طیف در حوزه، قابل ملاحظه است.

6.        انقلابی‏ سطحی

این گروه، عمیقاً به آرمانهای انقلاب و نظام اسلامی باور دارند و تمام قد به دفاع از آن می‏ پردازند اما بدلیل بهره‏ مندی کم از اندوخته حوزوی، توان حل مسائل بنیادین و اساسی نهضت و نظام را ندارند. لذا عملاً در عرصه‏ های عمومی قادر به انجام وظیفه هستند.

7.     انقلابی حوزوی

این گروه، در واقع کسانی هستند که بخوبی در سنت حوزوی رشد کرده ‏اند و برخوردار از اصالت‏ های حوزوی هستند و در عین حال، بعد سیاسی دین و ضرورت تشکیل و اداره حکومت را عمیقاً فهم کرده ‏اند؛ لذا تمام سرمایه حوزوی خود را به میدان یاری انقلاب اسلامی آورده ‏اند. با ولی فقیه، عهد نصرت بسته ‏اند و ذیل ولایت او تمام شئون طلبگی خود را سامان می ‏دهند.

البته اگرچه حوزه، به نسبت دیگر طیفها، از چنین نیروهایی کمتر برخوردار است، اما تکاپوی نسل جوان حوزه‏ امروز، نشان می‏دهد در آینده ‏ای نه‏ چندان دور، به گنجینه این سرمایه بی‏ بدیل و تاریخ ‏ساز حوزه، بسیار افزوده خواهد شد و با مجاهدت این فرزندان انقلابی حوزه و رهبر، افقهای آرمانی نهضت امام خمینی (ره) یکی پس از دیگری فتح خواهد شد؛ ان ‏شاءألله.

 


  • آخرین ویرایش:سه شنبه 1392/11/15
نظرات()   
   
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.