تبلیغات
خـــــطـــــ مـــــمـــــتـــــد - خودشناسی تاریخی
یکشنبه 1391/01/27  17:08

این یادداشت در شماره 22 ماهنامه زمانه منتشر شده است


خودشناسی تاریخی

رهیافتی در شناخت انسان انقلاب اسلامی

1. یکی از رهیافت‏های انسان در شناخت مفاهیم و پدیده‏های عالم، شناخت به اضداد است؛ «الأشیاء إنما تُعرَف‏ بأضدادها، و علامة معرفتها، التمیّز بینها و بین معارضتها و مخالفاتها»؛ یعنی اشیا با اضدادشان شناخته می‏شوند و علامت شناخت صحیح، یافتن تمایزات روشن با اشیای معارض و مخالف آنهاست.

به نظر می‏رسد این روش، برای ترسیم مختصات انسان انقلاب اسلامی نیز مناسب باشد. اما آنچه بسیار مهم است و می‏تواند در یافتن مختصات انسان انقلاب اسلامی مؤثر باشد این است که انسان انقلاب اسلامی را باید در مقابل چه انسانی در نظر بگیریم و به بررسی تمایزات آنها بنشینیم؟

2. به دلیل تقابل و تضادی که میان تفکر انقلاب اسلامی و تفکر غربی وجود دارد، معمولاً مطالعات بازشناختی دینی و انقلابی اندیشمندان ما، با بررسی تمایزات ما با غرب انجام می‌شود و تقریری که از هویت و کیستی امروزمان بیان ‌می‌گردد، در واقع حاشیه ‏ای انتقادی به ماهیت تمدن و انسان غربی است. بنابراین در فضای فکری معاصر، شناخت ما از خودمان، در تقابل و تمایز با غرب شکل گرفته است.

این رویکرد، البته نتایج خاص خود را دارد و این نوشتار، درصدد انتقاد بدان نیست، اما آنچه باید در نظر گرفته شود این است که چنین تقریری از انسان انقلاب اسلامی، بیشتر مصرف خارجی دارد و می‏تواند ویژگی‌های انسان انقلاب اسلامی را به انسان غربی نشان دهد.

به نظر می‏رسد انسان انقلاب اسلامی و انسان غربی، در دو سر یک طیف قرار دارند و اگر برای بازشناسی انسان انقلاب اسلامی، روی تضادها و تمایزات او با انسان غربی تمرکز و بسنده کنیم، مرتبت او را تنزل داده‏ ایم و به برخی ابعاد متعالی او دست نخواهیم یافت.

3. انسان انقلاب اسلامی، در متن یک نهضت تاریخی قرار دارد و مرحله به مرحله، در این مسیر به سوی تكامل پیش می‏رود. پس بسته به اقتضائات هر مرحله، ممکن است مختصات او تغییر کند و ویژگی‏هایی در او بارز‏تر گردد و نگرش‏ها و رفتارهای خاصی را باعث شود. پس برای حرکت مستمر در این مسیر، همواره باید تعریف دقیقی از خود بیان كند و تمایز خود را با وضعیت و شرایط قبلی بداند تا بتواند متناسب با مرحلة جدید، خود را بازشناسی نماید و رفتارهای خود را سامان دهد. اگر این تحول و ارتقای تاریخی، که لازمة همراهی با نهضت تاریخی شیعه است در وجود انسان انقلاب اسلامی اتفاق نیفتد، او از ادامة مسیر باز خواهد ماند.

4. اگر می‏خواهیم انسان انقلاب اسلامی را تعریف کنیم، باید او را با خودش در موقف تاریخی قبلی او بسنجیم. انسان انقلاب اسلامی در موقف قبلی خود، مؤمن معتقد و مبارزی بوده که برای پیروزی انقلاب اسلامی تلاش می‏کرد. اما ویژگی تاریخی امروز او این است که در سایة حکومت ولایی زندگی می‏کند و در حال تدارک یک جهش تاریخی دیگر به سوی تحقق تمدن نوین اسلامی است. به نظر می‏رسد با تمرکز بر این وجه تمایز، می‏توانیم ابعاد خاصی از هویت انسان انقلاب اسلامی را کشف کنیم.

5. انسان انقلاب اسلامی، افزون بر اندوختة تاریخی خود در معارف و مناهج، با حقیقت دیگری مواجه است و آن، تغییر مقیاس زندگی و وظایف ایمانی از جمع مؤمنان به جامعة دینی است. اگر این حقیقت به خوبی فهم شود و وجود او را دربرگیرد، قطعاً انگیزه‏ ها، بینش‏ها و رفتارهای جدیدی را رقم خواهد زد. اگر مؤمن معتقد و مبارزِ پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، حقیقت این تغییر را درک نکند، نخواهد توانست در تراز انقلاب اسلامی قرار گیرد و به شدت در معرض زاویه‏ گرفتن از نهضت تاریخی شیعه خواهد بود.

برای روشن شدن بحث، به این مثال توجه فرمایید: همة ما این بحث مشهور را قبول داریم که حکومت، مقدمه و وسیله ‏ای برای حاکمیت دین و اخلاق است و اگر حاکم اسلامی، هدف را فدای وسیله نماید و اخلاق را در پای قدرت ذبح كند، حکومت دینی به انحراف بزرگی کشیده خواهد شد و آن حاکم از صلاحیت می ‏افتد.

اما مهم آن است که وقتی حاکمیت دینی شکل می‌گیرد و دین عهده دار ادارة حکومت می‌شود، برخی از مصالح تغییر می‌كند یا نظام اولویت‏های قبلی، به‏ هم می‌خورد و شرایط جدیدی شکل می‏گیرد. در این فرض، نظام اخلاقی جدیدی شکل خواهد گرفت. همچنان که قواعد فقه فردی نیز به فقه حکومتی ارتقا پیدا می‏کند. پس نمی‏توان با فهمی فردی از اصول اخلاقی، اخلاق حاکم اسلامی را ارزیابی كرد. باید با او هم‏ افق شد و مسائل و مصالح را از منظر او دید. کسی که نتواند قواعد فقه و اخلاق حکومتی را درک کند، قطعاً به تضادهایی دچار خواهد شد و معلوم نیست چه موضعی در مقابل ولی زمان خود بگیرد؛ برای مثال ممکن است ولیّ زمان، در شرایط اضطرار، برای حفظ نظام، که از واجب‌ ترین واجبات است، حکمی صادر کند که با اصول اخلاق در فضای فردی، هم‏خوان نباشد. پس آنها که اقتضائات حاکمیت را نفهمیده‏ اند، حکم به قدرت‏ طلبی و فداشدن اخلاق در پای قدرت خواهند کرد. اما اگر حفظ نظام، از اهم واجبات[1] است، تلاش برای حفظ آن، و حتی در شرایط خیلی خاص، حلال شمردن برخی محرمات و تعطیل برخی واجبات، نمی‏تواند قدرت ‏طلبی و فداکردن دین و اخلاق برای حفظ قدرت شمرده شود.

 


[1]. «مسئلة حفظ نظام جمهورى اسلامى در این عصر و با وضعى كه در دنیا مشاهده مى‏شود و با این نشانه‏ گیری‌هایى كه از چپ و راست و دور و نزدیك نسبت به این مولود شریف مى‏شود، از اهمّ واجبات عقلى و شرعى است كه هیچ چیز به آن مزاحمت نمى‏كند». صحیفة امام، ج ‏19، ص 153.

 

 


  • آخرین ویرایش:یکشنبه 1391/01/27
نظرات()   
   
خاتون
شنبه 1391/12/5 08:57
سلام
با اینکه میدونم خیلی مشغله دارید اما با توجه به تعداد بازدیدکنندگان، اینجا جایگاه خوبی است برای ارائه مطالبی که شاید در قالب نشریاتتون نمیگنجند.
موفق باشید
س.د
دوشنبه 1391/10/11 11:28
سلام حاج آقا
اگر ممکنه این بحث رو ادامه بدید.استفاده میکنیم.در خصوص انقلابی ماندن و موانع موجود در سر راه و نحوه عبور از موانع و فتنه ها توضیح دهید.
در ضمن زیارت قبول-----یا لثارات الحسین
خاتون
دوشنبه 1391/07/10 02:54
سلام
منتظرم از نظرات صائب شما استفاده کنم.
خاتون
چهارشنبه 1391/07/5 09:00
سلام
خیلی دیر به دیر آپ میکنید.حیف نیست؟
خط ممتد
جمعه 1391/04/16 22:52
سلام

تازه باهاتون آشناشدیم

این خط ممتد است...
پاسخ علی اصغر سهرابی : سلام
موفق باشید و بر خط
یا علی
جواد
شنبه 1391/02/23 23:47
سلام علیکم حاج آقا
احوال؟ خوشحالم که حالا که ما صحنه اینترنت را تا حدودی ترک کردیم شما هستید که جای ما را پر کنید. خیالم راحت شد. الحمدلله خدا نمیگذاره کمبودی و کسری ای دیده بشه.
عباسی
یکشنبه 1391/02/17 13:28
سلام
خداقوت
خوشحال میشم به من هم سر بزنید و نظر بدید.
اگر تمایل به تبادل لینک داشتید اطلاع بدید.
عبیدک بفنائک
چهارشنبه 1391/02/13 13:59
سلام
ممنون جالب و کاربردی بود
خداقوت
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.