شنبه 1389/11/9  00:30

همیشه فكر می‌كردم كه نورانیت و معنویت فقط پای درس عرفان و یا تفسیر قرآن پیدا می‌شود.
فكر می‌كردم در كشاكش میان كوفی و بصری و یا در نزاع اصولی و اخباری، خبری نیست.
اما از وقتی كه در مباحثه، در پی اثبات خودم نیستم،
از وقتی كه قبول نظر هم بحثم برایم سنگین نیست،
از وقتی كه از رد شدن نظرم ناراحت نمی‌شوم،
نورانیت درسها را حس می‌كنم؛
زمانی كه از پای مباحثه بلند می‌شوم، احساس سبكی می‌كنم.



  • آخرین ویرایش:شنبه 1389/11/9
نظرات()   
   
چهارشنبه 1389/10/8  21:52

شهر، شهر ولایت است و ما، اهل ولایت؛

شهر، شهر ولایت است و مرکز نشر معارف اهل بیت؛ و آشیانه ی آل محمد؛

شهر، شهر ولایت است و پر از نام ها و نمادهای ولایی و علوی؛

مسجد الغدیر، بلوار الغدیر، بوستان الغدیر، مدرسه الغدیر، ...

و در این شهر ولایت، تونلی ساختند و «غدیر» نامش نهادند.

...

و ما اهل شهر ولایت، آنگاه که این تونل، به «تونل 9 دی» تغییر نام یافت، خروشیدیم

گویا کسانی می خواستند به نام غدیر، بی اعتنایی کنند؛ می خواستند شهر ولایت را از نمادهای ولایی خالی کنند؛ و شاید می خواستند ریشه ی ولایت را از شهر ولایت، برکنند.

خروشیدیم مقابل این بدعت و نام بلند غدیر را دوباره در شهر ولایت، به اهتزاز درآوردیم.

و البته حواسمان نبود که امتداد غدیر، مهم تر از نماد غدیر است.

*

و بدین ترتیب، شاید برای اولین بار در تاریخ شیعه، نام غدیر، به کام دشمنان ولایت، شیرین آمد.


  • آخرین ویرایش:چهارشنبه 1389/10/29
نظرات()   
   
چهارشنبه 1389/10/1  22:42

باید کنار ماند؛
باید دامن به سیاست، نیالود؛
که نباید تمام عالمان دین، مدافع حاکمیت باشند
تا مومنان مخالف حکومت دینی، بی دین نشوند؛
تا آنها هم رغبت کنند به عالمان دین، رجوع کنند.
 *
و بدین ترتیب، سکولاریسم، از دل اسلام سنتی، جوانه می زند


  • آخرین ویرایش:چهارشنبه 1389/10/1
نظرات()   
   
سه شنبه 1389/09/30  23:58

باید کنار ماند؛
باید دامن به سیاست نیالود؛
تا بتوان پرچم دین را نگه داشت،
روزی که شاید این حکومت، دیگر نباشد.
*
و بدین ترتیب، جوانه های امید، در دل مخالفان و معاندان، سبز می شود.


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
شنبه 1389/09/27  02:14

مرد، همیشه در روضه ی حضرت علی اصغر، زیر لب زمزمه می کرد: «امان از دل رباب»

*
مرد، حالا چند ماهی است که بابا شده است. امسال شب هفتم محرم، فریاد می کشید «امان از دل حسین»


  • آخرین ویرایش:شنبه 1389/09/27
نظرات()   
   
سه شنبه 1389/09/2  23:58

سیزدهمین عمل واجب حج و پنجمین عمل از اعمال سرزمین مِنى، رَمى جَمَرات سه‌گانه است. و این جمرات، ستون هایی هستند که نماد شیطان اند و حاجی هفت قطعه سنگ به سوی هرکدام، پرتاب می کند.

*

چند سالی است که به جای این ستونها، دیوار ساخته اند.

*

در روزگار ما، شیطان در عالم نمادها هم بسط پیدا کرده است.

 


  • آخرین ویرایش:چهارشنبه 1389/09/3
نظرات()   
   
جمعه 1389/08/21  23:24

می­دونستم استاد، آهی در بساط نداره و خودش کلّی بدهکاره؛ ولی عروسی یکی از بچه­های کلاس را با پولی که بهش قرض داده بود، راه انداخت.

یک روز، قضیه را ازشون پرسیدم. گفت: «لا یکلّف الله نفساً الاّ وسعها»؛ اما اعتباری که پیش مردم داریم هم جزء وسع ماست؛ قرض کردم.


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
شنبه 1389/08/15  23:45

ساعتها در صف می ایستیم؛ و آنگاه که ظرفیت شبستان امام تکمیل می شود، شروع می کنیم به گریه کردن.

همگی اینجوری هستیم. کوچک و بزرگ ندارد.

*

علوم انسانی و اجتماعی، هرگز نخواهند توانست به ساحتی برسند که بتوانند سرّ محبت ما به رهبرمان را تبیین کنند. در این مقام که ما سیر می کنیم، نظریه ها، محکومند به جاماندن.

 


  • آخرین ویرایش:یکشنبه 1389/08/16
نظرات()   
   
پنجشنبه 1389/08/13  00:14

می­خواستم با جوانان وطنم از نظریه­ی ولایت فقیه بگویم؛

از لزوم اطاعت از اوامر ولی فقیه؛

از تکالیف مؤمنین نسبت به حاکم اسلامی؛

و هم، از پاسخ دهها شبهه­ی ریز و درشت حکومت دینی.

*

هرجا که سرک کشیدم، دل و زبان همه می­گفت: «جانم فدای رهبر»

*

باز هم نظریه ها از واقعیت، جا ماندند.


  • آخرین ویرایش:چهارشنبه 1389/10/8
نظرات()   
   
چهارشنبه 1389/08/12  00:35

ویرایش قبلی این مطلب، قبلا در شماره سوم نشریه خط و سایت جهان نیوز با نام مستعار منتشر شده است. آنچه می خوانید، ویرایش نهایی آن است.

هنر و کارکردهای فرهنگی و اجتماعی آن و همچنین جای خالی حوزه علمیه در این عرصه، همواره از دغدغه­های رهبر فرزانه و هنرپرور انقلاب بوده و در فهرست مطالبات جدی ایشان از حوزه و روحانیت قرار دارد. این مطالبه را می­توان از دیدار سال 68 ایشان با اعضای مجمع نمایندگان طلاب و فضلای حوزه تا سفر اخیر ایشان به قم، پیگیری کرد. در آن دیدار، که در آذرماه سال 68 برگزار شد و از اولین دیدارهای ایشان با حوزیان محسوب می­شود، فرمودند: «یك چیزى مى‏سازند و با یك زبان بى‏ربطِ چرندى، در رسانه‏هاى ما پخش مى‏كنند و هر چه آدم فكر مى‏كند، مى‏بیند هیچ چیز در آن پیدا نمى‏شود و هیچ معنایى ندارد. به مسئولان رادیو اعتراض مى‏كردم كه چرا این‏طورى است؟ در دلم به خودم جواب دادم كه اینها چه كار كنند و به چه كسى مراجعه كنند و از چه كسى بخواهند؟ تا من بگویم: چرا این‏گونه است؟ مى‏گوید: بنویسید تا من بخوانم. من چه جوابى باید به او بدهم؟ وضع تبلیغ ما این است و حوزه‏ى علمیه در این زمینه‏ها موظف مى‏باشد»

هنر، بهترین قالب برای انتقال و جاودانه کردن یک فکر است و آفرینش­های هنری، یکی از عرصه­های اصلی بروز و ظهور یک تمدن هستند. حوزه، در مسیر تمدن­سازی اسلامی، باید به هنر، توجه جدی معطوف دارد و از تمام ظرفیتهای این موهبت ویژه­ی الهی، در این مسیر استفاده کند. به نظر می­رسد برای تحقق این مهم، حوزه باید در سه ساحت، بصورت جدی وارد شود:

1.     تربیت فکری و معنوی هنرمندان

مدتهاست حوزه، تلاش می­کند طلاب را بصورت حرفه­ای وارد عرصه­ی آفرینش­های هنری کند. امروز، دانشکده و مرکز پژوهش های اسلامی صدا و سیما و مدرسه اسلامی هنر، دو مجموعه فعال در این زمینه هستند. این رویکرد، با وجود دستاوردهای قابل قبولی که داشته، ولی نمی­تواند به­عنوان راهبردی بلندمدت و همیشگی، مدّ نظر قرار گیرد. چرا که معمولاً محصولات این رویکرد، عیار هنری قابل قبولی ندارند؛ طلاب در هر هنری نمی­توانند وارد شوند و مهمتر اینکه معلوم نیست اساساً چنین ورودی به عرصه­ی هنر، با هویت طلبگی هم­خوانی داشته باشد.  

به نظر می­رسد حضور مؤثر طلاب در جامعه­ی هنری و رهبری فکری و معنوی این جامعه، راهبرد برتر در این زمینه است. حوزه باید بتواند نظام فکری و سبک زندگی خاص یک هنرمند مسلمان و انقلابی را طراحی و ترویج کند و با حضور در جامعه هنری، به تربیت فکری، اخلاقی و حتی عرفانی هنرمندان همت گمارد. حاصل این راهبرد، حضور و تأثیرگذاری حداکثری روحانیت در جامعه­ی هنری و متناسب با اقتضاءات هویتی طلبه خواهد بود. در چنین فضایی، امید است که هنرمندان، به سلوک روحی و هنری بپردازند و روز به روز، آثار فاخرتری را از گنجینۀ تجلیات حسن الهی به ارمغان آورند و در خدمت نهضت تمدن­سازی قرار گیرند. البته تربیت خود طلابی که بتوانند نبض حرکت این جامعه­ی پیچیده را در دست بگیرند و زبان مفاهمه با آنان را داشته و نزد آنان مقبولیت نیز داشته باشند، خود، بحث مفصلی می­طلبد.

امروز هنرمندان مسلمان، تسلط خوبی بر حوزۀ تخصصی خود دارند و می­توانند آثار ماندگاری خلق کنند اما عدم رسیدگی علمی و معنوی حوزه به هنر و هنرمندان، باعث شده حتی هنرمندان باانگیزه و انقلابی نیز پشتوانه­های معرفتی و معنوی لازم را برای خلق آثار ماندگار و مؤثر، نداشته باشند.

2.    تولید مباحث نظری هنر اسلامی

ساحت دوم را می­توان عرصه­ی ورود حوزه به مباحث نظری هنر و فلسفه هنر دانست. علومی چون فلسفه و عرفان نظری، که حوزه، مهد آنهاست، ظرفیت بالایی برای تولید مبانی و اصول هنر اسلامی دارند و به­خوبی می­توانند از عهده­ی تبیین دینی این مقوله برآیند. فقدان این مبانی تئوریک، آثار نامطلوب ملموسی بر جامعه­ی هنری گذاشته و تولید این مبانی، می­تواند پشتوانه نظری حضور حداکثری هنر در نهضت تمدن­سازی و جامعه­پردازی را تأمین نماید.

برای حوزه نیز، فرصت مغتنمی است که علوم نظری خود را تا صحنه­ی اثرگذاری اجتماعی امتداد داده و با تجربه­ای موفق، راه را برای ورود جدی فلسفه و عرفان اسلامی به دیگر ساحت­های اجتماعی نیز باز کند.

3.   تربیت هنری طلاب:

به نظر می­رسد فارغ از رویکردهای کلان، طلاب در مسیر رشد خود نیز به هنر احتیاج دارند. کسی که قدم به دنیای هنر می­گذارد، آمادگی بهتری برای دریافت ادراکات معنوی پیدا می­کند. همچنین لطافت­ها و ظرافت­های بنای مستحکم و با صلابت معارف دینی را بخوبی درک می­کند و می­تواند در فهم و البته تبلیغ دین، به دستاوردهای فاخری نائل آید. تجربه نشان داده طلابی که به عرصة هنر ورود داشته­اند، در میدان فهم و عرضة معارف، توفیقات خاصی بدست آورده­اند. لذا حوزه نمی­تواند از ظرفیتهای هنر برای تربیت طلاب غفلت کند و باید آن را از یک یا حداکثر دو مؤسسه­ی مهجور آموزش­های هنری، به متن مدارس و برنامه­های آموزشی بکشاند.


  • آخرین ویرایش:چهارشنبه 1389/08/12
نظرات()   
   
یکشنبه 1389/08/9  23:39

7 صبح؛ قم؛ میدان 72 تن؛

-       2500؟ چه خبره؟

-       رهبر که اومد قم، وضعتون خوب شده دیگه.

-       نه برادر! این خبرا نیست.

-       هست حاج آقا؛ حقوقتون تو راهه؛ داره از تهران می رسه!


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
شنبه 1389/08/8  22:57

این یادداشت، سرمقاله سومین شماره «خط» است؛ به بهانه ی سفر آقا به قم. اگر چه کمی بیات شده ولی می تواند یادآور تب و تاب آن روزها باشد؛ روزهایی با تلخی ها و شیرینی های خاص خودش.

«ما»خیلی خوشحالیم! ما از سفر آقا به قم، خیلی خوشحالیم؛ ما در حال تدارک مراسم استقبال از ایشانیم؛ هرکدام از ما، در ارگان ذی­ربط خودمان، کلی تدارک دیده­ایم؛ ما کلی جزوه و بنر و پارچه­نوشته آماده کرده­ایم؛ دستگاههای چاپ، پابه­پای ما می­دوند؛ متن پیامک­هایمان هم آماده است؛ کلی هم شعر وصال و یار و بهار و مسیحا نفسی می­آید ردیف کرده­ایم؛ و شعارهایی جدید برای دوران پسافتنه....


  • آخرین ویرایش:یکشنبه 1389/08/9
نظرات()       
جمعه 1389/08/7  00:43

1.
ما آدمها، بالاخره در یک نقطه­ ای، آرامش و وقار خود را از دست می­ دهیم و قالب غالب خود را می­ شکنیم.
همه این نقطه را دارند؛ با کمی بالا و پایین!
2.
ما طلبه­ ها را در جامعه به آرامش و وقار می­ شناسند و البته لباس ما نیز طوری طراحی شده که این ویژگی را در شخصیت ما، نهادینه می­ کند. لذا معمولاً آن نقطه­ ی مذکور، در ما طلبه­ ها، کمی بالاتر از نُرم عمومی قرار دارد.
 3.
سه­ شنبه، 27 مهر 89، ما طلبه­ ها هم به آن نقطه رسیدیم؛ مثل همه­ ی مردم؛
از نعلین­ های رها بر کف خیابان­های قم بپرسید حال ما را؛
و از عمامه­ های باز شده­ ای که بر سینه می­ فشردیم؛
آنگاه که هروله می­ کردیم به دنبال محمل آقا.


  • آخرین ویرایش:جمعه 1389/08/7
نظرات()   
   
جمعه 1389/08/7  00:38

ناگهان، همه با هم برمی­ خیزیم؛
به وجد می­ آییم؛
اشک می­ ریزیم و فریاد می­ کشیم؛
و سرّ این بی­تابیِ ناگهان را فاش می­ کنیم:
«صلّ علی محمد   نائب مهدی آمد»


  • آخرین ویرایش:جمعه 1389/08/7
نظرات()   
   
چهارشنبه 1389/08/5  22:40

ای که با نامت جهان آغاز شد
دفتـر ما هـم به نامت بـاز شد


  • آخرین ویرایش:چهارشنبه 1389/08/5
نظرات()   
   
  • تعداد کل صفحات :2  
  • 1  
  • 2  
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات